پاسخ به شبهاتتناقضات احمد بصریشاخصمقالاتنقد احمد الحسن بصریوثائق و اسنادوثائق و اسناد تصویری

مصادره بمطلوب کردن روایات برای اثبات مدعای پوچ

بسم الله الرحمن الرحیم

❎ یکی از مطالبی که شیعیان گرامی باید در صدق و کذب مدعیان مناصب الهی به آن توجه کنند این هست که علاوه بر بدنبال صفات ثبوتی بدنبال صفات سلبی از امام و حجت الهی باشند.
⬅️⬅️⬅️ به نوعی یعنی باید برای شناخت حجت الهی هم صادق بودن در مدعا را ثابت کرد و هم کاذب بودن آن شخص را، که آیا در مدعای خود صادق هست یا خیر؟
⬆️⬆️⬆️ یعنی شخص مدعی اگر دارای تناقض، دارای دروغ گویی، دارای تدلیس، دارای تقطیعات مخل در روایات ، خلاف قرآن و روایات سخن گفتن ووو بود خود به خود آن شخص کذبش در مدعا ثابت شده و دیگر نیاز به اثبات صفات ثبوتی آن شخص مدعی نمی باشد.✅

❇️ به همین دلیل در اینجا به یکی از تحریفات و تقطیعات مخلی که در روایات برای اثبات مدعای خود کرده را نشان می دهیم تا به مدلس بودن این شخص کذاب و ناصبی پی ببرید.⬇️⬇️⬇️

☑️☑️☑️ در مجموعه سوالاتی که از احمد اسماعیل بصری به شماره ۲۳۶ در کتاب الجواب المنیر ج۳ ص۴۱ پرسیده شده و در ص ۴۵ پاسخ می دهد می بینیم که این شخص روایتی که بر ذم و رد اباطیلش هست را استشهاد میکند ولی مکان هایی از روایت که محل اشکال هست برای او و ادعا های او را رد میکند تقطیع مخل کرده و حذف میکند مانند کار همیشگی اش.
🔘 در ذیل سوال ۲۳۶ شماره سوال ۱۰ اینطور از وی سوال می شود که :

🔵 سوال ۱۰- سیدی، بخصوص القیام. ذکر لی أحدهم بأنّ القائم لا ترد له رایه، فکیف انهزمتم واستشهد الأنصار رحمهم الله ؟
◀️ جواب سوال ۱۰- أفلا تکون لی وللأنصار بالحسین (ع) أسوه، أفلم تقرأ اللوح الذی أهداه الله (عز وجل) إلى الرسول (ص) وأعطاه الرسول (ص) لفاطمه (ع) ومکتوب فیه حال القائم وأصحابه: (بسم الله الرحمن الرحیم؛ هذا کتاب من الله العزیز العلیم لمحمد نوره وسفیره وحجابه وولیه، نزل به الروح الأمین من عند رب العالمین.
عظم یا محمد أسمائی واشکر نعمائی، ولا تجحد آلائی. إنی أنا الله لا إله إلاّ أنا قاصم الجبارین، ومذل الظالمین ودیان (یوم) الدین، إنی أنا الله لا إله إلاّ أنا فمن رجا غیر فضلی أو خاف غیر عدلی (وعذابی) عذبته عذاباً لا أعذبه أحداً من العالمین، فإیای فاعبد وعلی فتوکل، أنی لم أبعث نبیاً فأکملت أیامه وانقضت مدّته إلاّ جعلت له وصیاً، ……….. ثم أکمل ذلک بابنه رحمه العالمین، علیه کمال موسى، وبهاء عیسى، وصبر أیوب. سیذلّ أولیائی فی زمانه، ویتهادون رؤوسهم کما تتهادى رؤوس الترک والدیلم، فیقتلون ویحرقون، ویکونون خائفین مرعوبین وجلین، تصبغ الأرض بدمائهم، ویفشوا الویل والرنین فی نسائهم، أولئک أولیائی حقاً، بهم ادفع (وارفع) کل فتنه عمیاء حندس، وبهم اکشف الزلازل، وادفع الآثار والأغلال. أولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمه وأولئک هم المهتدون).
هذا ما وعدنا الله ورسوله، صدق الله ورسوله، والحمد رب العالمین ویا لها من نعمه أن نکون کالحسین وأهله مقتولین مرعوبین، ویا له من عار على فقهاء السوء أن یکونوا کیزید وجنده قتله وطغاه.
🔴 سوال ۱۰- درباره قیام، کسی برای من گفت که قائم شمست نمی خورد ، پس چطور شما شکست خوردید و یاران کشته شدند؟؟؟
◀️ جواب سوال۱۰- آیا برای من و یارانم به حسین الگو نیست؟ آیا لوحی که خدا به رسول و رسول فاطمه داده و حال قائم و یاران او در آن نوشته شده را نخواندی؟
بسم الله الرحمن الرحیم، این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است برای محمد پیغمبر او ونور و سفیر و دربان« واسطه میان خالق و مخلوق» ودلیل او که روح الامین از نزد پروردگار جهان بر او نازل شود. ای محمد! اسماء مرا بزرگ شمار و نعمت های مرا سپاس گزار والطاف مرا انکار مکن. همانا منم خدایی که جزء من شایان پرستشی نیست، منم شکننده جباران و دولت رساننده به مظلومان و جزا دهنده روز رستاخیز، همانا منم خدایی که جزء من شایان پرستشی نیست، هر که جز فضل مرا امیدوار باشد و از غیر عدالت من بترسد، او را عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را نکرده باشم، پس فقط مرا پرستش کن و تنها بر من توکل نما.من هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم که دورانش کامل شود و مدتش تمام گردد جزء اینکه برای او جانشین و وصی مقرر کردم ……….. و این رشته را به وجود پسر او که رحمت برای جهانیان است کامل کنم، او کمال موسی و رونق عیسی و صبر ایوب دادو در زمان غیبت او دوستانم خدار گردند وسر های آنها را برای یکدیگر هدیه برستند، چنان که سر های ترک و دیلم کفار را به هدیه فرستند، ایشان را بکشند وبسوزانند و آنها ترسان و بیمناک و هراسان باشند، زمین از خونشان رنگین گردد و ناله و واویلا در میان زنانشان بلند شود، آنها دوستان حقیقی منندو بوسیله آنها هر آشوب سخت و تاریک را بزدایم و از برکت آنها شبهه ها و مصیبات و زنجیر ها را بردارم، درود ها و رحمت پروردگارشان بر آنها باد، وفقط ایشان هدایت شدگان هستند.
این است آنچه خدا و رسولش به ما دعده دادند و خداوند و رسولش راست گفتند و ستایش از آن خدا است و چه نعمتی است که ما مانند حسین و خانوداه اش کشته و هراسان باشیم و چه ننگی بر فقهای بد است که همانند یزید ولشکرش قاتل و طغیانگر باشند
📚 الجواب المنیر، لاحمد الحسن، ج۱ ص۴۵ ،ط : ثانیه.


✅✅✅✅ اما حالا به اصل روایتی که خود احمد بصری هم به آن استشهاد کرده مراجعه می کنیم⬇️⬇️⬇️

🔵 ۳ – مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى ومُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّه عَنْ عَبْدِ اللَّه بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ وعَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّه ع قَالَ قَالَ أَبِی لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّه الأَنْصَارِیِّ … ِسْمِ اللَّه الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
هَذَا کِتَابٌ مِنَ اللَّه الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ – لِمُحَمَّدٍ نَبِیِّه ونُورِه وسَفِیرِه وحِجَابِه ودَلِیلِه نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِینُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَظِّمْ یَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِی واشْکُرْ نَعْمَائِی ولَا تَجْحَدْ آلَائِی إِنِّی أَنَا اللَّه لَا إِلَه إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ ومُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ ودَیَّانُ الدِّینِ إِنِّی أَنَا اللَّه لَا إِلَه إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیْرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیْرَ عَدْلِی عَذَّبْتُه عَذَاباً لَا أُعَذِّبُه أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وعَلَیَّ فَتَوَکَّلْ إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً فَأُکْمِلَتْ أَیَّامُه وانْقَضَتْ مُدَّتُه إِلَّا جَعَلْتُ لَه وَصِیّاً ⏺ وإِنِّی فَضَّلْتُکَ عَلَى الأَنْبِیَاءِ وفَضَّلْتُ وَصِیَّکَ عَلَى الأَوْصِیَاءِ وأَکْرَمْتُکَ بِشِبْلَیْکَ وسِبْطَیْکَ حَسَنٍ وحُسَیْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّهِ أَبِیه وجَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ وَحْیِی وأَکْرَمْتُه بِالشَّهَادَهِ وخَتَمْتُ لَه بِالسَّعَادَهِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وأَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهً جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّهَ مَعَه وحُجَّتِیَ الْبَالِغَهَ عِنْدَه بِعِتْرَتِه أُثِیبُ وأُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ وزَیْنُ أَوْلِیَائِیَ الْمَاضِینَ وابْنُه شِبْه جَدِّه الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی والْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی سَیَهْلِکُ الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیْه کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لأُکْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ ولأَسُرَّنَّه فِی أَشْیَاعِه وأَنْصَارِه وأَوْلِیَائِه أُتِیحَتْ بَعْدَه مُوسَى فِتْنَهٌ عَمْیَاءُ حِنْدِسٌ – لأَنَّ خَیْطَ فَرْضِی لَا یَنْقَطِعُ وحُجَّتِی لَا تَخْفَى وأَنَّ أَوْلِیَائِی یُسْقَوْنَ بِالْکَأْسِ الأَوْفَى مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی ومَنْ غَیَّرَ آیَهً مِنْ کِتَابِی فَقَدِ افْتَرَى عَلَیَّ وَیْلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّهِ مُوسَى عَبْدِی وحَبِیبِی وخِیَرَتِی فِی عَلِیٍّ وَلِیِّی ونَاصِرِی ومَنْ أَضَعُ عَلَیْه أَعْبَاءَ النُّبُوَّهِ وأَمْتَحِنُه بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یَقْتُلُه عِفْرِیتٌ مُسْتَکْبِرٌ یُدْفَنُ فِی الْمَدِینَهِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لأَسُرَّنَّه بِمُحَمَّدٍ ابْنِه وخَلِیفَتِه مِنْ بَعْدِه ووَارِثِ عِلْمِه فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی ومَوْضِعُ سِرِّی وحُجَّتِی عَلَى خَلْقِی لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ بِه إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّهَ مَثْوَاه وشَفَّعْتُه فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِه کُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وأَخْتِمُ بِالسَّعَادَهِ لِابْنِه عَلِیٍّ وَلِیِّی ونَاصِرِی والشَّاهِدِ فِی خَلْقِی وأَمِینِی عَلَى وَحْیِی أُخْرِجُ مِنْه الدَّاعِیَ إِلَى سَبِیلِی والْخَازِنَ لِعِلْمِیَ الْحَسَنَ ⏺وأُکْمِلُ ذَلِکَ بِابْنِه 🌀محمد رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ عَلَیْه 🌀کمَالُ مُوسَى وبَهَاءُ عِیسَى وصَبْرُ أَیُّوبَ فَیُذَلُّ أَوْلِیَائِی فِی زَمَانِه وتُتَهَادَى رُؤُوسُهُمْ کَمَا تُتَهَادَى رُؤُوسُ التُّرْکِ والدَّیْلَمِ فَیُقْتَلُونَ ویُحْرَقُونَ ویَکُونُونَ خَائِفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ تُصْبَغُ الأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ ویَفْشُو الْوَیْلُ والرَّنَّهُ فِی نِسَائِهِمْ أُولَئِکَ أَوْلِیَائِی حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ کُلَّ فِتْنَهٍ عَمْیَاءَ حِنْدِسٍ وبِهِمْ أَکْشِفُ الزَّلَازِلَ وأَدْفَعُ الآصَارَ والأَغْلَالَ أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ورَحْمَهٌ وأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ : قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَالِمٍ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لَوْ لَمْ تَسْمَعْ فِی دَهْرِکَ إِلَّا هَذَا الْحَدِیثَ لَکَفَاکَ فَصُنْه إِلَّا عَنْ أَهْلِه.
🔴 امام صادق علیه السلام فرماید : پدرم بجابر بن عبد الله انصارى فرمود : … * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ) * این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است براى محمد پیغمبر او ، و نور و سفیر و دربان ( واسطه میان خالق و مخلوق ) و دلیل او ، که روح الامین ( جبرئیل ) از نزد پروردگار جهان بر او نازل شود . اى محمد أسماء مرا ( ائمه و اوصیائت را ) بزرگ شمار و نعمتهاى مرا سپاسگزار و الطاف مرا انکار مدار . همانا منم خدائى که جز من شایان پرستشى نیست ، منم شکننده جباران و دولت رساننده بمظلومان و جزا دهنده روز رستاخیز ، همانا منم خدائى که جز من شایان پرستشى نیست ، هر که جز فضل مرا امیدوار باشد ( باینکه خود را مستحق ثواب من داند ) و از غیر عدالت من بترسد ، ( باینکه کیفر مرا ستم انگارد ) او را عذابى کنم که هیچ یک از جهانیان را نکرده باشم ، پس تنها مرا پرستش کن و تنها بر من توکل نما . من هیچ پیغمبرى را مبعوث نساختم که دورانش کامل شود و مدتش تمام گردد ، جز اینکه براى او وصى و جانشینى مقرر کردم . ⏺و من ترا بر پیغمبران برترى دادم و وصى ترا بر اوصیاء دیگر ، و ترا بدو شیر زاده و دو نوه ات حسن و حسین گرامى داشتم ، و حسن را بعد از سپرى شدن روزگار پدرش کانون علم خود قرار دادم و حسین را خزانه دار وحى خود ساختم و او را بشهادت گرامى داشتم و پایان کارش را بسعادت رسانیدم ، او برترین شهداست و مقامش از همه آنها عالیتر است . کلمه تامه ( معارف و حجج ) خود را همراه او و حجت رساى خود ( براهین قطعى امامت ) را نزد او قرار دادم ، بسبب عترت او پاداش و کیفر دهم .
نخستین آنها سرور عابدان و زینت اولیاء گذشته من است . و پسر او که مانند جد محمود ( پسندیده ) خود محمد است ، او شکافنده علم من و کانون حکمت من است . و جعفر است که شکّکنندگان در باره او هلاک میشوند ، هر که او را نپذیرد ( خود او را بامامت نپذیرد یا سخنش را باطاعت ) مرا نپذیرفته ، سخن و وعده پابرجاى من است که : مقام جعفر را گرامى دارم و او را نسبت به پیروان و یاران و دوستانش مسرور سازم . پس از او موسى است که ( در زمان او ) آشوبى سخت و گیجکننده فرا گیرد ، زیرا رشته وجوب اطاعت من منقطع نگردد و حجت من پنهان نشود و همانا اولیاء من با جامى سرشار سیر آب شوند . هر کس یکى از آنها را انکار کند ، نعمت مرا انکار کرده و آنکه یک آیه از کتاب مرا تغییر دهد ، بر من دروغ بسته است . پس از گذشتن دوران بنده و دوست و برگزیده‌ام موسى ، واى بر دروغبندان و منکرین على ( امام هشتم علیه السلام ) و دوست و یاور من و کسى که بارهاى سنگین نبوت را بدوش او گذارم و بوسیله انجام دادن آنها امتحانش کنم ( گویا اشاره بپذیرفتن امر دشوار ولایت عهدیست ) او را مردى پلید و گردنکش ( مأمون ) میکشد و در شهرى که ( طوس ) بنده صالح ( ذو القرنین ) آن را ساخته است ، پهلوى بدترین مخلوقم ( هارون ) بخاک سپرده مىشود ، فرمان و وعده من ثابت شده که : او را بوجود پسرش و جانشین و وارث علمش محمد مسرور سازم ، او کانون علم من و محل راز من و حجت من بر خلقم میباشد ، هر بنده ئى باو ایمان آورد ، بهشت را جایگاهش سازم و شفاعت او را نسبت بهفتاد تن از خاندانش که همگى سزاوار دوزخ باشند بپذیرم .
و عاقبت کار پسرش على را که دوست و یاور من و گواه در میان مخلوق من و امین وحى من است بسعادت رسانم . از او بوجود آورم دعوتکننده بسوى را هم و خزانه دار علمم حسن ( امام عسکرى علیه السلام ) را . ⏺و این رشته را 🌀بوجود پسر او « م ح م د » که رحمت براى جهانیانست کامل کنم ، 🌀او کمال موسى و رونق عیسى و صبر ایوب دارد . در زمان ( غیبت ) او دوستانم خوار گردند و ( ستمگران ) سرهاى آنها را براى یک دیگر هدیه فرستند ، چنان که سرهاى ترک و دیلم ( کفار ) را بهدیه فرستند ، ایشان را بکشند و بسوزانند ، و آنها ترسان و بیمناک و هراسان باشند ، زمین از خونشان رنگین گردد و ناله و وا ویلا در میان زنانشان بلند شود ، آنها دوستان حقیقى منند . بوسیله آنها هر آشوب سخت و تاریک را بزدایم و از برکت آنها شبهات و مصیبات و زنجیرها را بردارم ، درودها و رحمت پروردگارشان بر آنها باد ، و تنها ایشانند ، هدایتشدگان .
📚الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الکافی، ج‏۱، صص۵۲۷- ۵۲۸، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.


✅ به دقت در این جا ملاحظه میکنید که احمد اسماعیل بصری چگونه متزورانه بخشی از روایت که تمام مدعای او را پودر کرده را تقطیع مخل کرده ، بخشی که نام تک تک ائمه برده شده تا امام عصر عج که هم اثبات ۱۲ امام کرده و هم نفی امامت من بعد این ائمه اطهار ، اما احمد اسماعیل بصری مانند اجداد خود بهائیت این بخش از روایت را تقطیع کرده.
⛔️ البته شاید اتباع احمد این اشکال را بگیرند که این بخش روایت «ابنه محمد» در برخی از مصادر نیامده که ما چند جواب می دهیم:
۱. در مصادر قدیمی که کافی شیخ کلینی باشد این عبارت آمده و شیخ کلینی اضبط از همه می باشد پس نقل معتبر با شیخ کلینی هست.
۲. خود نام برده شدن تک تک ائمه در روایات تا امام حسن عسکری و بعد از ایشون فرزندش نشان از امام مهدی عج می باشد ، مگر اینکه احمد بصری واتباعش فضاحتی دیگر را به بار بیاورند و بگویند احمد اسماعیل، امام بعد از امام حسن عسکری می باشد که با این عمل لعنت پیامبر را با خود خواهند داشت و خسر الدنیا و الآخره خواهند شد.
۳. در اصول الفقه قاعده ای داریم مسلم که زمانی که در دو مصدر که یک روایت را نقل میکنند بخشی و در یک مصدر با زیادت باشد و در مصدری دیگه به نقیصه اصل بر زیادت هست چون احمال افتادن این عبارت از روات در مقابل اظافه کردن عبارت به متن توسط راوی قوی تر می باشد چون روای ثقه عادل هیچ وقت از خود به متن اضافه نمی کند زیرا عدالتش که اصل اصیل در علم الرجال هست از بین می رود اما احتمال افتادن عبارت در جایی توسط نساخ همیشه وجود دارد و امری عقلانی هست.

⚜️ اما نکته پایانی از این سوال و جواب احمد اسماعیل بصری این هست که خود احمد در این سوال و پاسخ اقرار کرده که در سال ۲۰۰۸ قیام مسلحان ای در عراق انجام داده و شکست خورد.
✅✅✅حال این مشتی محکم از امام النار اتباع احمد که زمانی که در روایت الغیبه نعمانی که بیان میکردند خروج یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز هست و شیعیان حیدر کرار میگفتند اگر احمد یمانی هست پس چرا سقیانی نیامده میگفتند احمد هنوز قیام نکرده و چرندیاتی می بافتند در حالی که خود احمد اسماعیل بصری در این جواب خود اقرار به قیام و شکست خوردنش هم کرده که چه فضیحتی از این بالا تر برای امامی پر از تناقض و کذب.

✳️ تقطیع مخل: در تقطیعات در حالت کلی دو نوع تقطیع داریم که یکی تقطیع مخل و دیگری غیر مخل می باشد،
وتقطیع مخل به تقطیعی گفته می شود که با حذف عبارتی از متن معنای کل متن تغییر کند و از موضع اصلی خود آن را خارج کند.

♻️ مولف: ابو زهراء

بازدیدها: ۴۱۹

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن