نقد احمد الحسن بصری

حدیث لوح و امام سیزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

از جمله ادعاهای احمد الحسن و یاران او استدلال نمودن به روایاتی است که به ادعای آنان مبتنی بر وجود امام سیزدهم می باشد. احمد الحسن در کتاب المتشابهات ج ۴ س ۱۵۵ در تائید ادعای باطل خود چنین مطرح می‌کند در روایات آمده است که ائمه دوازده گانه از فرزندان حضرت علی علیه السلام و حضرت زهراء سلام الله علیها می باشند و از این روایات چنین نتیجه می‌گیرد که معصومین علیهم السلام در کلام خود مهدی اول را جزء ائمه بشمار آورده‌اند.

اما آنچه مسلم است ادعای وجود امام سیزدهم در کلام مدعیان، جدید نیست و پیش از این نیز افرادی به این موضوع پرداخته اند. اما روایاتی که مدعیان در تائید ادعای باطل خود به آنان استناد می‌کنند از دسته روایاتی هستند که :

۱- از متشابهات هستند و باید آنان را به روایات محکم برگرداند. طبق روایت امام رضا علیه السلام که فرمودند:

حَدَّثَنَا أَبِی رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی حَیُّونٍ مَوْلَى الرِّضَا ع قَالَ: مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْکَمِهِ‏ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏ ثُمَّ قَالَ إِنَّ فِی أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً کَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْکَماً کَمُحْکَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْکَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْکَمِهَا فَتَضِلُّوا

عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۹۰

 کسی که متشابه قرآن را به محکمات آن برگرداند به راه مستقیم هدایت می‌شود سپس فرمودند در اخبار ما محکماتی است مانند محکم قرآن و متشابهاتی است مانند متشابه قرآن پس باید متشابه آن را به محکمات آن برگردانید و از متشابه آن بدون محکمات پیروی نکنید چرا که گمراه می‌شوید.

۲- توسط راوی نقل به معنا شده است و به طور دقیق نص روایت و کلام معصوم نقل نشده است. بلکه مضمون روایت مطابق با فهم راوی با کلام وی نقل شده است.

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَسْمَعُ الْحَدِیثَ مِنْکَ فَأَزِیدُ وَ أَنْقُصُ‏ قَالَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ مَعَانِیَهُ فَلَا بَأْس‏

الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۵۱

به امام صادق گفته شد که احادیثی را که از شما می شنوم با کم و زیاد کردن نقل میکنم امام پرسید آیا معنا را میرساند اگر معنا را میرساند مشکلی ندارد

۳- خطا در نسخه برداری دارد. برخی نیز بواسطه خطا و اشتباه در نسخه برداری قابل استناد و قبول نمی‌باشند.

ضمن اینکه باید به این مساله توجه داشت که حتی یک روایت صریح که عدد ائمه را ۱۳نفر یا بیشتر بداند در روایات و نصوص ائمه وجود ندارد.

حدیث لوح:

احمد الاحسن این روایت را در کتاب متشابهات خود جلد۴ سوال ۱۸۰،۱۵۸،۱۵۵ به عنوان دلیلی بر اینکه وی یکی از ائمه به شمار می آید ذکر کرده است. ضیاء زیدی نیز از جمله ی انصار در کتاب المهدی و المهدیین در قرآن و سنت به این حدیث اشاره کرده است و چنین آورده است :

عن جابر بن عبد الله الانصاری قال: (دخلت علی فاطمهسلام الله علیها و بین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها فعددت اثنی عشر آخرهم القائمعلیه السلام ثلاثه منهم محمد و ثلاثه منهم علی).

متشابهات ج۴ سوال ۱۵۵ و۱۵۸ و۱۸۰

از جابر بن عبدالله انصاری : حضرت فاطمهسلام الله علیها وارد شدم بین دستان ایشان لوحی بود کخ در آن اسم اوصیاء از فرزندان او نوشته شده بود تعداد آنها دوازده نفر بود که آخرین آنها حضرت قائم بود سه نام محمد و سه نام علی

وی ادعا و اضافه می‌کند که جابر بن عبد الله انصاری به این امر واقف بوده است که این امر از اسراری است که ظاهر کردن آن امکان ندارد بلکه از اسراری است که ائمه فرموده‌اند که هر کس به اسم قائم تصریح کند کافر است.

ضیاء زیدی با بیان این حدیث در کتاب خود قائم را احمد الحسن بشمار آورده است و با این استناد غیر صحیح ذکر نشدن نام احمد الحسن را در روایاتی که نام ائمه را به صراحت آورده اند توجیه می‌کند. وی با استدلال به این حدیث فرزندان حضرت زهراء سلام الله علیها را ۱۲عدد می‌داند لذا احمد را فرزند دوازدهم بشمار می آورد. از طرفی به دلیل اینکه در حدیث آمده است که “ثلاثه منهم علی” باز نتیجه باطل خود را بر این سخن بار می‌کند که از آنجا که در حدیث به وجود سه علی اشاره شده است امیرالمومنین جزء آنها نیست لذا برای اینکه عدد را به ۱۲ برساند باز احمد را آخرین آنها می شمارد.

در حالیکه در خصوص این روایت دو نقل “ثلاثه منهم علی”و “اربعه منهم علی”هر دو ذکر شده است.

وثلاثه منهم علی: الکافی ج۱  الخصال ج۲  الغیبه الطوسی

البته در خصال نوشته شده فیه اسماء الاوصیاء بدون ذکر من ولدها که همین منبع هم از استدلال انصار احمد خارج می شود

و اربعه منهم علی: من لایحضر الفقیه ج۴ کشف الغمه ج۲ الارشاد ج۲ کمال الدین ج۱ عیون اخبار الرضا ج۱

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْعَطَّارُ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَهَ ع وَ بَیْنَ‏ یَدَیْهَا لَوْحٌ‏ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهَا «۲» فَعَدَدْتُ اثْنَیْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ ثَلَاثَهٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ أَرْبَعَهٌ مِنْهُمْ عَلِیٌّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.

کمال الدین و تمام النعمه ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۶۹

از ابی جارود از ابی جعفر از جابر بن عبد الله انصاری : نزد حضرت فاطمهسلام الله علیها رسیدم و بین دستهای مبارک حضرت لوحی دیدم که اسامی اوصیاء از فرزندان حضرت فاطمهسلام الله علیها در آن بود. تعداد آنان ۱۲ نفر بود آخرین آنان قائم بود در بین آنان سه محمد بود و چهار علی.

آنچه مسلم است و به وضوح نیز در این دست روایات مطرح شده است این است که در روایات لوح، جابر بن عبد الله انصاری در صدد بیان و خبر از دو مطلب مجزا می باشدیکی نسبت و قرابت اوصیاءعلیهم السلام به حضرت زهراسلام الله علیها که در ابتدای روایت ذکر می‌کند و مطلب دوم از تعداد این اوصیاء خبر می‌دهد. بر این اساس تعداد اوصیاء که در حدیث لوح ذکر شده است ناظر بر تعداد همه ی اوصیاء پس از پیامبر می‌باشد نه تنها بر تعداد اوصیایی که از فرزندان حضرت زهراءسلام الله علیها می‌باشند لذا در تمامی نقل ها تعداد همین ۱۲ نفر می باشد نه یک نفر بیشتر و نه یک نفر کمتر در واقع ف در فعددت استیناف است. در واقع هنگامی که میگوید چهار نفر آنان علی است خود حضرت علی در اسم این اوصیاء وارد شده و این خود تایید میکند که ف در فعددت استیناف است.

همچنین روایات دیگری در تایید این مطلب وجود دارد این اوصیاء فرزندان حضرت زهرا ۱۱ نفر هستند و حضرت علی دوازدهمین آنها چرا که با همان سند (یعنی از جابر)حدیث زیر آمده که تایید میکند ف در فعددت استیناف است و در واقع جابر گفته در لوح اسم اوصیاء از فرزندان حضرت زهرا است سپس جمله خود را تمام کرده وسپس گفته تعداد اوصیاء ۱۲ نفر است و این را نشان میدهد که این دو عبارت قبل از فعددت و بعد از آن مستقل از هم هستند.

روایت : عن ابی جعفر محمد بن علی الباقرعلیه السلام عن جابر بن عبد الله انصاری قال:
دخلت علی مولاتی فاطمهسلام الله علیها و قدامها لوح یکاد ضوؤه یغشی الابصار فیه اثنا عشر اسما ثلاثه فی الظاهره و ثلاثه فی باطنه و ثلاثه فی آخره و ثلاثه اسماء فی طرفه فعددتها فإذا هی اثنا عشر اسما فقلت أسماء مَن هؤلاء قالت: هذه اسماء الاوصیاء اولهم ابن عمی و أحد عشر من ولدی آخرهم القائم ، قال جابر: فرأیت فیه محمدا محمدا محمدا فی ثلاثه مواضع و علیا علیا علیا علیا فی اربعه مواضع.

از جابر بر فاطمه وارد شدم در بین دستان او لوحی بود که نور آن چشم ها را روشن میکرد در آن دوازده اسم بود سه اسم روی صفحه سه اسم پشت صفحه سه اسم پایین صفحه سه اسم در طرفین صفحه اینها دوازده اسم بود گفتم اینها اسم های چه کسانی است گفت: این اسم اوصیاء بود اولین آنها علی و آخرین پسر عمویم و یازده نفر از فرزندانش که آخرین آنها قائم است و جابر گفت در آن اسم سه محمد و سه علی بود

اما در مورد معرفی و ذکر نام آنان گاهی نام امیر المومنین علی بن ابیطالبعلیه السلام را نیز در شمار ائمه‌ی دیگری که هم نام ایشان هستند آورده است(و رابعه منهم علی) و گاهی طبق نص از ایشان به عنوان وصی حضرت رسولصلی الله علیه و آله یاد کرده است(ثلاثه منهم علی) چرا که متن خود حدیث لوح برای ما موجود است و اسم حضرت علی را وَصِیَّکَ نام برده برای همین جابر گفته سه اسم علی در لوح بوده و در جایی گفته چهار علی.

و اما سوال:

این لوح چیست و چه چیزی در آن نوشته شده است؟ آیا همانطور که ضیاء زیدی مدعی است سری از اسرار در آن است یا خیر؟ و در آن اسم احمد الحسن هست یا خیر؟ علت گفتن چهار علی در برخی از روایات و یا سه علی در برخی از روایات چیست؟

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَبِی لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ- إِنَّ لِی إِلَیْکَ حَاجَهً فَمَتَى یَخِفُّ عَلَیْکَ أَنْ أَخْلُوَ بِکَ فَأَسْأَلَکَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَیَّ الْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلَا بِهِ فِی بَعْضِ الْأَیَّامِ فَقَالَ لَهُ یَا جَابِرُ أَخْبِرْنِی‏ عَنِ‏ اللَّوْحِ‏ الَّذِی رَأَیْتَهُ فِی یَدِ أُمِّی فَاطِمَهَ ع بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْکَ بِهِ أُمِّی أَنَّهُ فِی ذَلِکَ اللَّوْحِ مَکْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی دَخَلْتُ عَلَى أُمِّکَ فَاطِمَهَ ع فِی حَیَاهِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَهَنَّیْتُهَا بِوِلَادَهِ الْحُسَیْنِ وَ رَأَیْتُ فِی یَدَیْهَا لَوْحاً أَخْضَرَ ظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ زُمُرُّدٍ وَ رَأَیْتُ فِیهِ کِتَاباً أَبْیَضَ شِبْهَ لَوْنِ الشَّمْسِ فَقُلْتُ لَهَا بِأَبِی وَ أُمِّی یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص مَا هَذَا اللَّوْحُ فَقَالَتْ هَذَا لَوْحٌ أَهْدَاهُ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ ص فِیهِ اسْمُ أَبِی وَ اسْمُ بَعْلِی وَ اسْمُ ابْنَیَّ وَ اسْمُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی وَ أَعْطَانِیهِ أَبِی لِیُبَشِّرَنِی بِذَلِکَ قَالَ جَابِرٌ فَأَعْطَتْنِیهِ أُمُّکَ فَاطِمَهُ ع فَقَرَأْتُهُ وَ اسْتَنْسَخْتُهُ فَقَالَ لَهُ أَبِی فَهَلْ لَکَ یَا جَابِرُ أَنْ تَعْرِضَهُ عَلَیَّ قَالَ نَعَمْ فَمَشَى مَعَهُ أَبِی إِلَى مَنْزِلِ جَابِرٍ فَأَخْرَجَ صَحِیفَهً مِنْ رَقٍ‏ فَقَالَ یَا جَابِرُ انْظُرْ فِی کِتَابِکَ لِأَقْرَأَ أَنَا عَلَیْکَ فَنَظَرَ جَابِرٌ فِی نُسْخَهٍ فَقَرَأَهُ أَبِی فَمَا خَالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً فَقَالَ جَابِرٌ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی هَکَذَا رَأَیْتُهُ فِی اللَّوْحِ مَکْتُوباً بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* هَذَا کِتَابٌ‏ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ*- لِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ نُورِهِ وَ سَفِیرِهِ وَ حِجَابِهِ وَ دَلِیلِهِ‏ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ‏ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَظِّمْ یَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِی وَ اشْکُرْ نَعْمَائِی وَ لَا تَجْحَدْ آلَائِی إِنِّی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِینَ وَ مُدِیلُ الْمَظْلُومِینَ وَ دَیَّانُ الدِّینِ إِنِّی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَیْرَ فَضْلِی أَوْ خَافَ غَیْرَ عَدْلِی عَذَّبْتُهُ‏ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ‏أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ‏ فَإِیَّایَ فَاعْبُدْ وَ عَلَیَّ فَتَوَکَّلْ إِنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً فَأُکْمِلَتْ أَیَّامُهُ وَ انْقَضَتْ مُدَّتُهُ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَصِیّاً وَ إِنِّی فَضَّلْتُکَ عَلَى الْأَنْبِیَاءِ وَ فَضَّلْتُ وَصِیَّکَ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ وَ أَکْرَمْتُکَ بِشِبْلَیْکَ‏ وَ سِبْطَیْکَ حَسَنٍ وَ حُسَیْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِی-

بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّهِ أَبِیهِ وَ جَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ وَحْیِی وَ أَکْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَهِ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَهِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهً جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّهَ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهَ عِنْدَهُ بِعِتْرَتِهِ أُثِیبُ وَ أُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ وَ زَیْنُ أَوْلِیَائِیَ الْمَاضِینَ وَ ابْنُهُ شِبْهُ جَدِّهِ الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِی وَ الْمَعْدِنُ لِحِکْمَتِی سَیَهْلِکُ الْمُرْتَابُونَ فِی جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَیْهِ کَالرَّادِّ عَلَیَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأُکْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ وَ لَأَسُرَّنَّهُ فِی أَشْیَاعِهِ وَ أَنْصَارِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ أُتِیحَت بَعْدَهُ مُوسَى فِتْنَهٌ عَمْیَاءُ حِنْدِسٌ- لِأَنَّ خَیْطَ فَرْضِی لَا یَنْقَطِعُ وَ حُجَّتِی لَا تَخْفَى وَ أَنَّ أَوْلِیَائِی یُسْقَوْنَ بِالْکَأْسِ الْأَوْفَى مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَ مَنْ غَیَّرَ آیَهً مِنْ کِتَابِی فَقَدِ افْتَرَى عَلَیَّ وَیْلٌ لِلْمُفْتَرِینَ الْجَاحِدِینَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّهِ مُوسَى عَبْدِی وَ حَبِیبِی وَ خِیَرَتِی فِی عَلِیٍّ وَلِیِّی وَ نَاصِرِی وَ مَنْ أَضَعُ عَلَیْهِ أَعْبَاءَ النُّبُوَّهِ وَ أَمْتَحِنُهُ بِالاضْطِلَاعِ بِهَا یَقْتُلُهُ عِفْرِیتٌ مُسْتَکْبِرٌ یُدْفَنُ فِی الْمَدِینَهِ الَّتِی بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ‏  إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِی حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَسُرَّنَّهُ بِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ وَ خَلِیفَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ وَارِثِ عِلْمِهِ فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ حُجَّتِی عَلَى خَلْقِی لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ بِهِ إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّهَ مَثْوَاهُ وَ شَفَّعْتُهُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ کُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وَ أَخْتِمُ بِالسَّعَادَهِ لِابْنِهِ عَلِیٍّ وَلِیِّی وَ نَاصِرِی وَ الشَّاهِدِ فِی خَلْقِی وَ أَمِینِی عَلَى وَحْیِی أُخْرِجُ مِنْهُ الدَّاعِیَ إِلَى سَبِیلِی وَ الْخَازِنَ لِعِلْمِیَ الْحَسَنَ وَ أُکْمِلُ ذَلِکَ بِابْنِهِ م‏ ح ‏م‏ د رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ عَلَیْهِ کَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِیسَى وَ صَبْرُ أَیُّوبَ فَیُذَلُّ أَوْلِیَائِی فِی زَمَانِهِ وَ تُتَهَادَى رُءُوسُهُمْ کَمَا تُتَهَادَى رُءُوسُ التُّرْکِ وَ الدَّیْلَمِ فَیُقْتَلُونَ وَ یُحْرَقُونَ وَ یَکُونُونَ خَائِفِینَ مَرْعُوبِینَ وَجِلِینَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ یَفْشُو الْوَیْلُ وَ الرَّنَّهُ فِی نِسَائِهِمْ أُولَئِکَ أَوْلِیَائِی حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ کُلَّ فِتْنَهٍ عَمْیَاءَ حِنْدِسٍ وَ بِهِمْ أَکْشِفُ الزَّلَازِلَ وَ أَدْفَعُ الْآصَارَ وَ الْأَغْلَالَ‏ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ‏ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ‏ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ‏:” قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَالِمٍ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لَوْ لَمْ تَسْمَعْ فِی دَهْرِکَ إِلَّا هَذَا الْحَدِیثَ لَکَفَاکَ فَصُنْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه

 

حضرت زهراءسلام الله علیها در پاسخ جابر از اینکه این لوح سبز که گویی زمرد است و می‌بینم که در آن کتابی است سفید و نورانی مانند نور خورشید چیست فرمودند: این لوح، لوحی است که خداوند متعال آن را به حضرت رسولصلی الله علیه و آله هدیه داده است و در آن نام پدرم و نام 

همسرم و نام دو پسرم و نام اوصیاء از فرزندان من در آن است. پدرم آن را به من عطا کرد برای اینکه بواسطه‌ی آن به من بشارت دهد.

سپس جابر نقل می‌کند که حضرتسلام الله علیها آن را به من عطا کردند و من آن را خواندم و از آن نسخه‌برداری کردم.

جابر آن را بر امام محمد باقرعلیه السلام عرضه نمود و حضرت فرمودند ای جابر بر روی نسخه ای که از لوح نوشته ای نگاه کن تا من آن را برای تو قرائت کنم. پس از قرائت حضرتعلیه السلام جابر مشاهده نمود که هیچ حرف آن با آنچه حضرت قرائت می‌فرمودند متفاوت و مخالف نبود. سپس جابر گفت شهادت می دهم به خداوند که این است و جز این نیست که آنچه من در لوح دیدم همین است و سپس کل متن حدیث را در روایت ذکر می کند… که در آنجا به نام امیرالمومنین علیعلیه السلام تصریح نشده است و از حضرت با عنوان وصی رسول خداصلی الله علیه و آله یاد شده است.

بنابراین متن حدیث لوح خود روشنگر و مبین و رسوا کننده تمامی دعویات باطل این جماعت است. بر این اساس زمانی که جابر عنوان می‌کند “ثلاثه منهم علی” طبق نص، با عنوان وصی از حضرت علیعلیه السلام یاد کرده است بدون محاسبه نام ایشان در میان ائمه‌ای که هم نام ایشان هستند و زمانی که “اربعه منهم علی” می‌آورد نام حضرت را نیز در شمار ائمه‌ ای که نامشان علی می‌باشد آورده است.

نام احمد الحسن سر است و در حدیث ذکر نشده است همانطور که نام امام علیعلیه السلام که در قرآن نیامده است.

آیا همانطور که ضیاء زیدی مدعی است سری از اسرار در حدیث لوح است یا خیر؟ و نام احمد الحسن در آن وجود دارد یا خیر؟

هیچ سری وجود ندارد چرا که متن حدیث لوح در کتب بسیاری ذکر شده است و تنها نام حضرت مهدیعلیه السلام  به عنوان آخرین وصی در روایت آمده است و آنچه در روایات از تصریح به آن نفی شده است نام ایشان است که هر کس پیش از ظهور به آن تصریح کند کافر است لذا این امر فقط و فقط در خصوص نام حضرت مهدی عج می ‌باشد درحالیکه امر مجهولی در مورد شخصیت ایشان و پدر و اجداد بزرگوار ایشان نیست و این موارد در روایت به صراحت ذکر شده است.

مضاف بر اینکه آنچه در خود حدیث به آن تصریح شده است این مطلب می‌باشد که بعد از ذکر نام امام حسن عسگریعلیه السلام در نص حدیث آمده است و اکمل ذلک بابنه م‌ح‌م‌د رحمه للعالمین… با این بیان که آن(۱۲ائمه) را فرزند امام حسن عسگریعلیه السلام به نام م‌ح‌م‌د کامل می‌کند دیگر شکی نمی‌ماند که

  1. تعداد ائمه‌ای که (نام ایشان) در این حدیث عنوان شده است۱۲ نفر می‌باشد.
  2. هیچ نام مخفی و سری در این روایت مطرح نشده است چراکه نام تمامی ۱۲نفر به تصریح ذکر شده است.
  3. اولین این ۱۲ وصی امام علیعلیه السلام می‌باشد و آخرین آنان حضرت مهدی عج فرزند امام حسن عسگریعلیه السلام می‌باشند.

بازدیدها: ۷۲۲

برچسب ها
نمایش بیشتر

abbasi

طلبه، کارشناس مذهبی، پاسخگویی به شبهات، دکترای کلام اسلتمی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن