یمانی کیست؟

بازدیدها: 587

 یمانی حقیقی کیست ؟

چه جایگاهی دارد ؟

راه شناخت او چیست ؟

استحباب پیوستن و همراهی با او به چه معنا وعلتی است ؟

  ۱—یمانی یکی از علائم محتوم قبل از قایم قائم ع است .

-وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُو لُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَا تٍ الْيَمَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ وَ الصَّيْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَيْدَاءِ.

پيش از قيام قائم پنج نشانه حتمي است؛ یمانی، سفیانی، بانگ آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء.

  كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص: ۶۵۰

  ۲-  طبق یک روایت ، پرچم یمانی یکی از پرچم های هدایت میباشد / و طبق روایتی هدایت کننده ترین پرچم / و به سمت امام عصر عج دعوت مینماید.

 

وَ لَيْسَ فِي الرَّايَاتِ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِّ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُم‏

در ميان پرچمها راهنماتر از پرچم يمانىّ نباشد كه آن پرچم هدايت است زيرا دعوت به صاحب شما مى‏كن

الغيبة للنعماني، النص، ص: ۲۵۶

 ۳- مطابق همین روایت فوق تبعیت از یمانی تبعیت از شخص او نیست .

 

یعنی شخص او موضوعیت ندارد .بلکه او چون یدعوا الی صاحبکم است تبعیتش لازم است . لذا خود امام ع میفرماید  لانه یدعوا الی صاحبکم . یعنی چون دعوت به امام مهدی میکند  تبعیتش لازم است و خود او موضوعیتی ندارد . بر خلاف امام معصوم که ایمان به شخص او و التزام به ولایت او و تصرف او  و خلیفه الله بودن او و شناخت مقامات او و معرفه او حق المعرفه و …  همه و همه موضوعیت دارد و شرط  ایمان است .

 ۴- پیوستن و همراهی با یمانی جایز و مستحب است

 

از انجایی که قول به همراهی و شراکت با یمانی به عنوان جنگ و خروج و بذل جان ، به عنوان یک امر مهم اعتقادی شناخته میشود ، احتیاج به تواتر روایی و نصوص و ادله ی قطعی و یقینی دارد . و حال انکه تنها محتوم بودن و علامت بود یمانی را در روایات متواتر ثابت میشود .

و تنها همین یک روایت است که مقداری تفصیل در امر یمانی در ان وجود دارد .

لذا وجوب همراهی با او قابل اثبات نیست . و تنها روایتی که مقداری به تفصیل یمانی پرداخته است همین حدیث میباشد . که خبر واحد و غیر یقینی است و برای اثبات یک اصل اعتقادی و وجوبی ، خصوصا در مسئله ی دماء و خروج  کفایت نمیکند . (خصوصا با انهمه نهی و حساسیت نسبت به مسائل دماء و قیام و خروج  در روایات و شرع ) .

با این حال از همان یک روایت نیز وجوب پیوستن به یمانی ثابت نمیشود .

 ۵- مقابله و جنگ و تعدی بر علیه یمانی جایز نیست . اما همراهی با او نیز واجب نیست .

 

طبق همان روایت فوق میفرمایند :

وَ لَا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَلْتَوِيَ عَلَيْهِ‏ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى‏ طَرِيقٍ مُسْتَقِيم‏

هيچ مسلمانى را روا نباشد كه بر علیه آن پرچم مقابله نمايد ، پس هر كس چنين كند او از اهل آتش است، زيرا او به سوى حقّ و راه مستقيم فرا مى‏خواند.

الغيبة للنعماني، النص، ص: ۲۵۶

دقت فرمایید که جنگ و مقابله با یمانی نهی شده است / و نه عدم همراهی  و عدم ملازمت   با  او .

روایت نفرموده است یلتوی عنه / به معنای سرپیچی و تخلف . یعنی نفرموده نپیوستن و با او نبودن جایز نیست .

 بلکه فرموده یلتوی علیه / به معنای تقابل . یعنی جایز نیست  بر علیه او اقدامی  نماید و با او درگیر شود .

دقت  فرمایید در قضیه ی جیش اسامه .

  – فَجَعَلَ يَقُولُ: أَنْفِذُوا جَيْشَ‏ أُسَامَةَ، لَعَنَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ‏ تَخَلَّفَ‏ عَنْهُ .. وَ يُكَرِّر

پیامبر اکرم بارها و بارها مسلمانان را امر به تنفیذ و الحاق جیش اسامه فرمودند و میفرمودند لعن الله من تخلف عن جیش اسامه و مدام تکرار میکردند .

بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏۳۰، ص: ۴۳۱

 

  میبینیم که در اینجا لعن پیامبر ص هم شامل متخلفین شده و این نشان از کفر بودن تخلف از جیش اسامه است !!! و شدت اهمیت این مطلب و لزوم تبعیت از او واضح بوده . و حتی لعن و عتابی که در تخلف از جیش اسامه وجود دارد  از  قضیه ی یمانی هم شدیدتر است و مشمولین لعن پیامبر بی شک در بدترین مراتب کفر و عذاب قرار دارند  (و حتی خود این مطلب یکی از مطاعن مهم دو خلیفه ی غاصب ملعون است که همیشه مورد استشهاد شیعه بوده است . )

در اینجا پیامبر ص میفرمایند  ( تخلف عن جیش )

عن با علیه فرق میکند . اینجا عن امده /یعنی سرپیچی و تخلف هم امده / یعنی نپیوستن و همراهی نکردن از اسامه نهی شده و لعن شده است .

اما در یمانی از این پایینتر است / و علیه است / یعنی بر علیه او اقدام کردن و با او درامیختن  نهی شده .

نه انکه سرپیچی و تخلف از او نهی شده باشد .

۶- یمانی تنها پرچم هدایت نیست و پرچم های هدایت دیگری نیز وجود داشته و به همراهی با انان  سفارش شده است .

 

همچون خراسانی و شعیب بن صالح .

حَتَّى تَرْتَفِعَ رَايَاتٌ سُوْدٌ مِنَ الْمَشْرِقِ، فَيَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَ، وَ يُقَاتِلُونَ فَيُنْصَرُونَ، فَيُعْطُونَ الَّذِي سَأَلُوا، فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ مِنْكُمْ ـ أَوْ مِنْ أَبْنَائِكُمْ ـ فَلْيَأْتِهِمْ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ، فَإِنَّهَا رَايَاتُ هُدًى، يَدْفَعُونَهَا إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا، كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما

طبق حدیث رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: تا اینکه پرچم های سیاه از مشرق بلند شوند …. هر کس از شما یا فرزندان شما آن را درک کرد، پس به آنها بپیوندید حتی سینه خیز روی برف، حبوا علی الثلح؛ «فانّها رایات هدی » به تحقیق که آنها پرچم های هدایت هستند…..

دلائل الإمامة (ط – الحديثة)، ص: ۴۴۶

هم می فرماید که پرچم های سیاه از مشرق هستند و هم می فرماید  که به آنها بپیوندید که یعنی هدایت هستند و هم به صراحت می فرماید: فانها رایات هدی .

وَ يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ جَيْشاً إِلَى الْكُوفَةِ وَ عِدَّتُهُمْ سَبْعُونَ أَلْفاً فَيُصِيبُونَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَتْلًا وَ صُلْباً وَ سَبْياً فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِك‏ إِذْ أَقْبَلَتْ رَايَاتٌ مِنْ قِبَلِ خُرَاسَانَ وَ تَطْوِي الْمَنَازِلَ طَيّاً حَثِيثاً وَ مَعَهُمْ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِم‏

الغيبة للنعماني، النص، ص: ۲۸۰

به صراحت می فرماید پرچم هایی از خراسان که با آنها نفری از اصحاب امام زمان هست [به سمت کوفه می روند که

سفیانی به آنجا لشکر فرستاده است ..]

بنابراین این نفری از اصحاب امام زمان، به یمانی نپیوسته است و در لشکریان خراسان هست این خیلی مهم و جالب هست،

طبق احادیثی هم که نوشتم شعیب بن صالح که طبق احادیث از فرماندان سپاه امام زمان هم هست، در سپاه خراسانی است

… و این نشانه هدایت بودن این پرچم هاست و واجب نبودن پیوستن به یمانی…

 ۷-  طبق فرمایش امام باقر ع حفظ نفس وجان برای امام مهدی عج اولی است / و پیوستن به یمانی و غیره او واجب نیست .

 

عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ سلام الله علیه  أَنَّهُ قَالَ: كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.

حضرت می فرمایند : قومی از مشرق قیام می کنند ، حق را می طلبند به آن ها داده نمی شود …..شمشیر بر می دارند پس به آنها آنچه می خواستند داده می شود، … پس آن را نمی دهند مگر به صاحب شما «صاحبکم» کشته هایشان شــــــهید هستند…. [این تاییدی است بر این قیام و هدایت بودن این پرچم]

اما نکته مهم این هست که امام می فرمایند:

اگر آن زمان را درک کردم، خودم را و جانم را برای صاحب این امر ، یعنی امام زمان نگاه می دارم . یعنی به این لشکرهای هدایت هم نمی پیوندم ؛ وکلا درمیفرمایند در ان زمان و با وجود تمام ان پرچم های هدایت ، باز نفس خود را برای امام عج حفظ میکردم .

 

این ( صاحب هذا الامر ) همان ( صاحبکم ) است در خط بالا که خراسانی پرچم را به او مسپارد . و همان ( یدعوا الی صاحبکم ) است در حدیث یمانی . که همان وجود نازنین  امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشند .

۸- یمانی  بداء پذیر است / زیرا تنها یک علامت است و بذاته هیچ موضوعیتی ندارد .

 

در حدیث اول گفتیم که فرمودند : یمانی یکی از علامات محتومات قبل از قائم است .

 

– قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو هَاشِمٍ دَاوُدُ بْنُ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيُّ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ‏ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ .

ابو هاشم داود بن قاسم جعفرىّ گويد: «ما در محضر امام جواد عليه السّلام بوديم و سخن از سفيانى به ميان آمد و آنچه در روايات آمده كه كار او از حتميّات است، من به آن حضرت عرض كردم: آيا خدا را در امور حتمى بدائى پديد مى‏آيد؟ فرمود: آرى، به آن حضرت عرض كرديم: پس با اين ترتيب ما مى‏ترسيم كه در مورد قائم نيز خدا را بدائى حاصل شود، فرمود: همانا قائم از وعده‏ها است، و خداوند خلاف وعده خود رفتار نمى‏كند»(( اشاره به ایه ی >  وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ‏ . ))

الغيبة للنعماني، النص، ص: ۳۰۳

 دقت: در روایات میفرمایند : علامات محتومات قبل از قائم ۵ تا است که یکی از انها یمانی است »> لذا مارقین نمیتوانند مدعی شوند یمانی که از علامات محتومات  قائم  است خودش قائم است . و یک چیز نمیتواند علامت خودش باشد .

 

در نتیجه :

 اولا : یمانی هم از محتوماتی است که ممکن است بداء در ان واقع شود .

 ثانیا : قطعا یمانی یک علامت و نشانه ی غیر ضروری و بداء پذیر و غیر از قائم است . زیرا در یمانی بداء  راه دارد . اما در قائم بداء ممکن نیست زیرا وعده ی الهی میباشد و ان الله لا یخلف المیعاد .

  ۹- علاوه بر لزوم وجود تمام شرایط فوق ، امور زیر نیز به عنوان علامت و صفت و راه شناخت یمانی حقیقی باید مد نظرباشد :

  الف – لزوم توجه و صدق هشت مورد فوق  درباره ی او .

   ب – یمانی  شیعه است و متقی . یعنی کذاب و مدلس و مبدع نیست . او اهل بدعت در دین و ادعاهای دروغین نیست / نه ادعای نبوت دارد و نه ادعای امامت و نه ادعای مهدویت و نه ادعای قائم بودن و …نه کذاب است و نه مدلس و نه خائن به کلام وسیره و سنت ال محمد ع و نه ناصبی و دشمن شیعه …

ج-  از مهمترین علامات خروج او به همراه سفیانی و خراسانی در یک روز است دقیقا  . و خروج این سه با هم ،  تصدیق کننده  و ثابت کننده ی  حقیقی بودن و واقعی بودن انها میباشد .

 

خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ وَ الْيَمَانِيِّ وَ الْخُرَاسَانِيِّ فِي سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِي‏ شَهْرٍ وَاحِدٍ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ نِظَامٌ كَنِظَامِ الْخَرَزِ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضا

خروج سفيانىّ و يمانىّ و خراسانىّ در يك سال و يك ماه و يك روز واقع خواهد شد با نظام و ترتيبى همچون نظام يك رشته كه به بند كشيده شده هر يك از پى ديگرى‏ .

الغيبة للنعماني، النص، ص: ۲۵۶

د  –  خروج یمانی از یمن است .

 

روایات مستفیضه وارد شده است که خروج یمانی از یمن است و بعضا صریحا در ان لفظ من یمانی الیمن ذکر شده است .

جهت اختصار :

 

۱—: وقد يكون خروجه وخروج اليماني من اليمن مع الرايات البيض في يوم واحد وشهر واحد وسنة واحدة

و همانا خروج سفیانی . وخروج یمانی از یمن که به همراه پرچم های سفید است  .  در یک روز وماه و سال میباشد .

اثبات الرجعه ص ۶۴

 

۲—- وَ خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْيَمَانِيِّ مِنَ الْيَمَنِ وَ خَسْفٌ بِالْبَيْدَاءِ وَ قَتْلُ غُلَامٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّكِيَّةُ وَ جَاءَتْ صَيْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ بِأَنَّ الْحَقَّ فِيهِ وَ فِي شِيعَتِهِ فَعِنْدَ ذَلِكَ خُرُوجُ قَائِمِنَا … )

كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۱، ص: ۳۳۱

ه- پرچم  و رایة او سفید است .  و غیر از رایات سود مشرق و خراسان میباشد چرا که انها اصحاب  خراسانی اند .

و لذا کسی که خود را یمانی و در عین حال را صاحب رایات سود مشرق نیز بنامند ، کذاب و جاهل اند .

   و – یمانی حقیقی اگر هم ارتباطی با امام عصر عج داشته باشد قطعا قبل از خروج سفیانی و صیحه ابدا ادعای مشاهده نمیکند .

 چرا که  طبق نص توقیع امام عصر عج به سمری ، مدعی مشاهده ، پیش از صیحه و سفیانی کذاب و مفتر است  .

و صیحه ای در رجب و قبل از سفیانی است . وخروج یمانی نیز همزمان باسفیانی . فلذا مطلقا قبل از خروج خود ادعای مشاهده و سفارت و نیابت و مشاهده و … نمینماید . و هر کس چنین کند کذاب و مفتر است بلاشک .

نکته اخر و تذکر مهم : دقت شود که این موارد همه باهم به عنوان دلیل شناخته میشود . و هر کدام از انها ، شرط لازم اند نه شرط  کافی . همچون رکوع که شرط لازم نماز است . نه شرط  کافی /  و تنها با یک رکوع نماز محقق نمیشود . همانطور که بدون رکوع نیز نماز محقق نمیشود .

در بحث ما نیز  وجود یک مورد به تنهایی در یک شخص تصدیق کننده ی او نمیباشد .مثلا   اگر  یک نفر از یمن بلند شود وادعای یمانی بودن کند و یا …بلکه وجود همزمان تمام این صفات و علائم و شرایط ، که همگی مذکور از روایات میباشد ، شخصیت حقیقی یمانی را به ما معرفی مینماید و جای هیچ شک و شبهه ای را در ان باقی نمیگذارد .

التماس دعای فرج

image_pdfimage_print

درباره‌ی سید سجاد موسوی

اینو هم ببین

نقد کتاب وهم الحاد_آیا دانشمندی به نام دارن اسمیت وجود دارد؟

بازدیدها: 246 دانلود مقاله آیا دانشمندی به نام دارن اسمیت وجود دارد یا خیر؟ نقد …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *