خانه / انجمن ها / پاسخ به شبهات / مصادره بمطلوب کردن روایات برای اثبات مدعای پوچ

مصادره بمطلوب کردن روایات برای اثبات مدعای پوچ

بازدید: 315

بسم الله الرحمن الرحیم

❎ یکی از مطالبی که شیعیان گرامی باید در صدق و کذب مدعیان مناصب الهی به آن توجه کنند این هست که علاوه بر بدنبال صفات ثبوتی بدنبال صفات سلبی از امام و حجت الهی باشند.
⬅️⬅️⬅️ به نوعی یعنی باید برای شناخت حجت الهی هم صادق بودن در مدعا را ثابت کرد و هم کاذب بودن آن شخص را، که آیا در مدعای خود صادق هست یا خیر؟
⬆️⬆️⬆️ یعنی شخص مدعی اگر دارای تناقض، دارای دروغ گویی، دارای تدلیس، دارای تقطیعات مخل در روایات ، خلاف قرآن و روایات سخن گفتن ووو بود خود به خود آن شخص کذبش در مدعا ثابت شده و دیگر نیاز به اثبات صفات ثبوتی آن شخص مدعی نمی باشد.✅

❇️ به همین دلیل در اینجا به یکی از تحریفات و تقطیعات مخلی که در روایات برای اثبات مدعای خود کرده را نشان می دهیم تا به مدلس بودن این شخص کذاب و ناصبی پی ببرید.⬇️⬇️⬇️

☑️☑️☑️ در مجموعه سوالاتی که از احمد اسماعیل بصری به شماره ۲۳۶ در کتاب الجواب المنیر ج۳ ص۴۱ پرسیده شده و در ص ۴۵ پاسخ می دهد می بینیم که این شخص روایتی که بر ذم و رد اباطیلش هست را استشهاد میکند ولی مکان هایی از روایت که محل اشکال هست برای او و ادعا های او را رد میکند تقطیع مخل کرده و حذف میکند مانند کار همیشگی اش.
🔘 در ذیل سوال ۲۳۶ شماره سوال ۱۰ اینطور از وی سوال می شود که :

🔵 سوال ۱۰- سيدي، بخصوص القيام. ذكر لي أحدهم بأنّ القائم لا ترد له راية، فكيف انهزمتم واستشهد الأنصار رحمهم الله ؟
◀️ جواب سوال ۱۰- أفلا تكون لي وللأنصار بالحسين (ع) أسوة، أفلم تقرأ اللوح الذي أهداه الله (عز وجل) إلى الرسول (ص) وأعطاه الرسول (ص) لفاطمة (ع) ومكتوب فيه حال القائم وأصحابه: (بسم الله الرحمن الرحيم؛ هذا كتاب من الله العزيز العليم لمحمد نوره وسفيره وحجابه ووليه، نزل به الروح الأمين من عند رب العالمين.
عظم يا محمد أسمائي واشكر نعمائي، ولا تجحد آلائي. إني أنا الله لا إله إلاّ أنا قاصم الجبارين، ومذل الظالمين وديان (يوم) الدين، إني أنا الله لا إله إلاّ أنا فمن رجا غير فضلي أو خاف غير عدلي (وعذابي) عذبته عذاباً لا أعذبه أحداً من العالمين، فإياي فاعبد وعلي فتوكل، أني لم أبعث نبياً فأكملت أيامه وانقضت مدّته إلاّ جعلت له وصياً، ……….. ثم أكمل ذلك بابنه رحمة العالمين، عليه كمال موسى، وبهاء عيسى، وصبر أيوب. سيذلّ أوليائي في زمانه، ويتهادون رؤوسهم كما تتهادى رؤوس الترك والديلم، فيقتلون ويحرقون، ويكونون خائفين مرعوبين وجلين، تصبغ الأرض بدمائهم، ويفشوا الويل والرنين في نسائهم، أولئك أوليائي حقاً، بهم ادفع (وارفع) كل فتنة عمياء حندس، وبهم اكشف الزلازل، وادفع الآثار والأغلال. أولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمه وأولئك هم المهتدون).
هذا ما وعدنا الله ورسوله، صدق الله ورسوله، والحمد رب العالمين ويا لها من نعمة أن نكون كالحسين وأهله مقتولين مرعوبين، ويا له من عار على فقهاء السوء أن يكونوا كيزيد وجنده قتلة وطغاة.
🔴 سوال ۱۰- درباره قیام، کسی برای من گفت که قائم شمست نمی خورد ، پس چطور شما شکست خوردید و یاران کشته شدند؟؟؟
◀️ جواب سوال۱۰- آیا برای من و یارانم به حسین الگو نیست؟ آیا لوحی که خدا به رسول و رسول فاطمه داده و حال قائم و یاران او در آن نوشته شده را نخواندی؟
بسم الله الرحمن الرحیم، این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است برای محمد پیغمبر او ونور و سفیر و دربان« واسطه میان خالق و مخلوق» ودلیل او که روح الامین از نزد پروردگار جهان بر او نازل شود. ای محمد! اسماء مرا بزرگ شمار و نعمت های مرا سپاس گزار والطاف مرا انکار مکن. همانا منم خدایی که جزء من شایان پرستشی نیست، منم شکننده جباران و دولت رساننده به مظلومان و جزا دهنده روز رستاخیز، همانا منم خدایی که جزء من شایان پرستشی نیست، هر که جز فضل مرا امیدوار باشد و از غیر عدالت من بترسد، او را عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را نکرده باشم، پس فقط مرا پرستش کن و تنها بر من توکل نما.من هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم که دورانش کامل شود و مدتش تمام گردد جزء اینکه برای او جانشین و وصی مقرر کردم ……….. و این رشته را به وجود پسر او که رحمت برای جهانیان است کامل کنم، او کمال موسی و رونق عیسی و صبر ایوب دادو در زمان غیبت او دوستانم خدار گردند وسر های آنها را برای یکدیگر هدیه برستند، چنان که سر های ترک و دیلم کفار را به هدیه فرستند، ایشان را بکشند وبسوزانند و آنها ترسان و بیمناک و هراسان باشند، زمین از خونشان رنگین گردد و ناله و واویلا در میان زنانشان بلند شود، آنها دوستان حقیقی منندو بوسیله آنها هر آشوب سخت و تاریک را بزدایم و از برکت آنها شبهه ها و مصیبات و زنجیر ها را بردارم، درود ها و رحمت پروردگارشان بر آنها باد، وفقط ایشان هدایت شدگان هستند.
این است آنچه خدا و رسولش به ما دعده دادند و خداوند و رسولش راست گفتند و ستایش از آن خدا است و چه نعمتی است که ما مانند حسین و خانوداه اش کشته و هراسان باشیم و چه ننگی بر فقهای بد است که همانند یزید ولشکرش قاتل و طغیانگر باشند
📚 الجواب المنیر، لاحمد الحسن، ج۱ ص۴۵ ،ط : ثانیه.


✅✅✅✅ اما حالا به اصل روایتی که خود احمد بصری هم به آن استشهاد کرده مراجعه می کنیم⬇️⬇️⬇️

🔵 ۳ – مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى ومُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّه عَنْ عَبْدِ اللَّه بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفٍ وعَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّه الأَنْصَارِيِّ … ِسْمِ اللَّه الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
هَذَا كِتَابٌ مِنَ اللَّه الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ – لِمُحَمَّدٍ نَبِيِّه ونُورِه وسَفِيرِه وحِجَابِه ودَلِيلِه نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ مِنْ عِنْدِ رَبِّ الْعَالَمِينَ عَظِّمْ يَا مُحَمَّدُ أَسْمَائِي واشْكُرْ نَعْمَائِي ولَا تَجْحَدْ آلَائِي إِنِّي أَنَا اللَّه لَا إِلَه إِلَّا أَنَا قَاصِمُ الْجَبَّارِينَ ومُدِيلُ الْمَظْلُومِينَ ودَيَّانُ الدِّينِ إِنِّي أَنَا اللَّه لَا إِلَه إِلَّا أَنَا فَمَنْ رَجَا غَيْرَ فَضْلِي أَوْ خَافَ غَيْرَ عَدْلِي عَذَّبْتُه عَذَاباً لَا أُعَذِّبُه أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ فَإِيَّايَ فَاعْبُدْ وعَلَيَّ فَتَوَكَّلْ إِنِّي لَمْ أَبْعَثْ نَبِيّاً فَأُكْمِلَتْ أَيَّامُه وانْقَضَتْ مُدَّتُه إِلَّا جَعَلْتُ لَه وَصِيّاً ⏺ وإِنِّي فَضَّلْتُكَ عَلَى الأَنْبِيَاءِ وفَضَّلْتُ وَصِيَّكَ عَلَى الأَوْصِيَاءِ وأَكْرَمْتُكَ بِشِبْلَيْكَ وسِبْطَيْكَ حَسَنٍ وحُسَيْنٍ فَجَعَلْتُ حَسَناً مَعْدِنَ عِلْمِي بَعْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ أَبِيه وجَعَلْتُ حُسَيْناً خَازِنَ وَحْيِي وأَكْرَمْتُه بِالشَّهَادَةِ وخَتَمْتُ لَه بِالسَّعَادَةِ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وأَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَةً جَعَلْتُ كَلِمَتِيَ التَّامَّةَ مَعَه وحُجَّتِيَ الْبَالِغَةَ عِنْدَه بِعِتْرَتِه أُثِيبُ وأُعَاقِبُ أَوَّلُهُمْ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ وزَيْنُ أَوْلِيَائِيَ الْمَاضِينَ وابْنُه شِبْه جَدِّه الْمَحْمُودِ مُحَمَّدٌ الْبَاقِرُ عِلْمِي والْمَعْدِنُ لِحِكْمَتِي سَيَهْلِكُ الْمُرْتَابُونَ فِي جَعْفَرٍ الرَّادُّ عَلَيْه كَالرَّادِّ عَلَيَّ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لأُكْرِمَنَّ مَثْوَى جَعْفَرٍ ولأَسُرَّنَّه فِي أَشْيَاعِه وأَنْصَارِه وأَوْلِيَائِه أُتِيحَتْ بَعْدَه مُوسَى فِتْنَةٌ عَمْيَاءُ حِنْدِسٌ – لأَنَّ خَيْطَ فَرْضِي لَا يَنْقَطِعُ وحُجَّتِي لَا تَخْفَى وأَنَّ أَوْلِيَائِي يُسْقَوْنَ بِالْكَأْسِ الأَوْفَى مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِي ومَنْ غَيَّرَ آيَةً مِنْ كِتَابِي فَقَدِ افْتَرَى عَلَيَّ وَيْلٌ لِلْمُفْتَرِينَ الْجَاحِدِينَ عِنْدَ انْقِضَاءِ مُدَّةِ مُوسَى عَبْدِي وحَبِيبِي وخِيَرَتِي فِي عَلِيٍّ وَلِيِّي ونَاصِرِي ومَنْ أَضَعُ عَلَيْه أَعْبَاءَ النُّبُوَّةِ وأَمْتَحِنُه بِالاضْطِلَاعِ بِهَا يَقْتُلُه عِفْرِيتٌ مُسْتَكْبِرٌ يُدْفَنُ فِي الْمَدِينَةِ الَّتِي بَنَاهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ إِلَى جَنْبِ شَرِّ خَلْقِي حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لأَسُرَّنَّه بِمُحَمَّدٍ ابْنِه وخَلِيفَتِه مِنْ بَعْدِه ووَارِثِ عِلْمِه فَهُوَ مَعْدِنُ عِلْمِي ومَوْضِعُ سِرِّي وحُجَّتِي عَلَى خَلْقِي لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ بِه إِلَّا جَعَلْتُ الْجَنَّةَ مَثْوَاه وشَفَّعْتُه فِي سَبْعِينَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِه كُلُّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا النَّارَ وأَخْتِمُ بِالسَّعَادَةِ لِابْنِه عَلِيٍّ وَلِيِّي ونَاصِرِي والشَّاهِدِ فِي خَلْقِي وأَمِينِي عَلَى وَحْيِي أُخْرِجُ مِنْه الدَّاعِيَ إِلَى سَبِيلِي والْخَازِنَ لِعِلْمِيَ الْحَسَنَ ⏺وأُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِه 🌀محمد رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْه 🌀كمَالُ مُوسَى وبَهَاءُ عِيسَى وصَبْرُ أَيُّوبَ فَيُذَلُّ أَوْلِيَائِي فِي زَمَانِه وتُتَهَادَى رُؤُوسُهُمْ كَمَا تُتَهَادَى رُؤُوسُ التُّرْكِ والدَّيْلَمِ فَيُقْتَلُونَ ويُحْرَقُونَ ويَكُونُونَ خَائِفِينَ مَرْعُوبِينَ وَجِلِينَ تُصْبَغُ الأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ ويَفْشُو الْوَيْلُ والرَّنَّةُ فِي نِسَائِهِمْ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً بِهِمْ أَدْفَعُ كُلَّ فِتْنَةٍ عَمْيَاءَ حِنْدِسٍ وبِهِمْ أَكْشِفُ الزَّلَازِلَ وأَدْفَعُ الآصَارَ والأَغْلَالَ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ورَحْمَةٌ وأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ : قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَالِمٍ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ لَوْ لَمْ تَسْمَعْ فِي دَهْرِكَ إِلَّا هَذَا الْحَدِيثَ لَكَفَاكَ فَصُنْه إِلَّا عَنْ أَهْلِه.
🔴 امام صادق عليه السلام فرمايد : پدرم بجابر بن عبد الله انصارى فرمود : … * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * اين نامه از جانب خداوند عزيز حكيم است براى محمد پيغمبر او ، و نور و سفير و دربان ( واسطه ميان خالق و مخلوق ) و دليل او ، كه روح الامين ( جبرئيل ) از نزد پروردگار جهان بر او نازل شود . اى محمد أسماء مرا ( ائمه و اوصيائت را ) بزرگ شمار و نعمتهاى مرا سپاسگزار و الطاف مرا انكار مدار . همانا منم خدائى كه جز من شايان پرستشى نيست ، منم شكننده جباران و دولت رساننده بمظلومان و جزا دهنده روز رستاخيز ، همانا منم خدائى كه جز من شايان پرستشى نيست ، هر كه جز فضل مرا اميدوار باشد ( باينكه خود را مستحق ثواب من داند ) و از غير عدالت من بترسد ، ( باينكه كيفر مرا ستم انگارد ) او را عذابى كنم كه هيچ يك از جهانيان را نكرده باشم ، پس تنها مرا پرستش كن و تنها بر من توكل نما . من هيچ پيغمبرى را مبعوث نساختم كه دورانش كامل شود و مدتش تمام گردد ، جز اينكه براى او وصى و جانشينى مقرر كردم . ⏺و من ترا بر پيغمبران برترى دادم و وصى ترا بر اوصياء ديگر ، و ترا بدو شير زاده و دو نوه ات حسن و حسين گرامى داشتم ، و حسن را بعد از سپرى شدن روزگار پدرش كانون علم خود قرار دادم و حسين را خزانه دار وحى خود ساختم و او را بشهادت گرامى داشتم و پايان كارش را بسعادت رسانيدم ، او برترين شهداست و مقامش از همه آنها عاليتر است . كلمه تامه ( معارف و حجج ) خود را همراه او و حجت رساى خود ( براهين قطعى امامت ) را نزد او قرار دادم ، بسبب عترت او پاداش و كيفر دهم .
نخستين آنها سرور عابدان و زينت اولياء گذشته من است . و پسر او كه مانند جد محمود ( پسنديده ) خود محمد است ، او شكافنده علم من و كانون حكمت من است . و جعفر است كه شكّكنندگان در باره او هلاك ميشوند ، هر كه او را نپذيرد ( خود او را بامامت نپذيرد يا سخنش را باطاعت ) مرا نپذيرفته ، سخن و وعده پابرجاى من است كه : مقام جعفر را گرامى دارم و او را نسبت به پيروان و ياران و دوستانش مسرور سازم . پس از او موسى است كه ( در زمان او ) آشوبى سخت و گيجكننده فرا گيرد ، زيرا رشته وجوب اطاعت من منقطع نگردد و حجت من پنهان نشود و همانا اولياء من با جامى سرشار سير آب شوند . هر كس يكى از آنها را انكار كند ، نعمت مرا انكار كرده و آنكه يك آيه از كتاب مرا تغيير دهد ، بر من دروغ بسته است . پس از گذشتن دوران بنده و دوست و برگزيده‌ام موسى ، واى بر دروغبندان و منكرين على ( امام هشتم عليه السلام ) و دوست و ياور من و كسى كه بارهاى سنگين نبوت را بدوش او گذارم و بوسيله انجام دادن آنها امتحانش كنم ( گويا اشاره بپذيرفتن امر دشوار ولايت عهديست ) او را مردى پليد و گردنكش ( مأمون ) ميكشد و در شهرى كه ( طوس ) بنده صالح ( ذو القرنين ) آن را ساخته است ، پهلوى بدترين مخلوقم ( هارون ) بخاك سپرده مىشود ، فرمان و وعده من ثابت شده كه : او را بوجود پسرش و جانشين و وارث علمش محمد مسرور سازم ، او كانون علم من و محل راز من و حجت من بر خلقم ميباشد ، هر بنده ئى باو ايمان آورد ، بهشت را جايگاهش سازم و شفاعت او را نسبت بهفتاد تن از خاندانش كه همگى سزاوار دوزخ باشند بپذيرم .
و عاقبت كار پسرش على را كه دوست و ياور من و گواه در ميان مخلوق من و امين وحى من است بسعادت رسانم . از او بوجود آورم دعوتكننده بسوى را هم و خزانه دار علمم حسن ( امام عسكرى عليه السلام ) را . ⏺و اين رشته را 🌀بوجود پسر او « م ح م د » كه رحمت براى جهانيانست كامل كنم ، 🌀او كمال موسى و رونق عيسى و صبر ايوب دارد . در زمان ( غيبت ) او دوستانم خوار گردند و ( ستمگران ) سرهاى آنها را براى يك ديگر هديه فرستند ، چنان كه سرهاى ترك و ديلم ( كفار ) را بهديه فرستند ، ايشان را بكشند و بسوزانند ، و آنها ترسان و بيمناك و هراسان باشند ، زمين از خونشان رنگين گردد و ناله و وا ويلا در ميان زنانشان بلند شود ، آنها دوستان حقيقى منند . بوسيله آنها هر آشوب سخت و تاريك را بزدايم و از بركت آنها شبهات و مصيبات و زنجيرها را بردارم ، درودها و رحمت پروردگارشان بر آنها باد ، و تنها ايشانند ، هدايتشدگان .
📚الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الكافي، ج‏۱، صص۵۲۷- ۵۲۸، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،۱۳۶۲ هـ.ش.


✅ به دقت در این جا ملاحظه میکنید که احمد اسماعیل بصری چگونه متزورانه بخشی از روایت که تمام مدعای او را پودر کرده را تقطیع مخل کرده ، بخشی که نام تک تک ائمه برده شده تا امام عصر عج که هم اثبات ۱۲ امام کرده و هم نفی امامت من بعد این ائمه اطهار ، اما احمد اسماعیل بصری مانند اجداد خود بهائیت این بخش از روایت را تقطیع کرده.
⛔️ البته شاید اتباع احمد این اشکال را بگیرند که این بخش روایت «ابنه محمد» در برخی از مصادر نیامده که ما چند جواب می دهیم:
۱٫ در مصادر قدیمی که کافی شیخ کلینی باشد این عبارت آمده و شیخ کلینی اضبط از همه می باشد پس نقل معتبر با شیخ کلینی هست.
۲٫ خود نام برده شدن تک تک ائمه در روایات تا امام حسن عسکری و بعد از ایشون فرزندش نشان از امام مهدی عج می باشد ، مگر اینکه احمد بصری واتباعش فضاحتی دیگر را به بار بیاورند و بگویند احمد اسماعیل، امام بعد از امام حسن عسکری می باشد که با این عمل لعنت پیامبر را با خود خواهند داشت و خسر الدنیا و الآخره خواهند شد.
۳٫ در اصول الفقه قاعده ای داریم مسلم که زمانی که در دو مصدر که یک روایت را نقل میکنند بخشی و در یک مصدر با زیادت باشد و در مصدری دیگه به نقیصه اصل بر زیادت هست چون احمال افتادن این عبارت از روات در مقابل اظافه کردن عبارت به متن توسط راوی قوی تر می باشد چون روای ثقه عادل هیچ وقت از خود به متن اضافه نمی کند زیرا عدالتش که اصل اصیل در علم الرجال هست از بین می رود اما احتمال افتادن عبارت در جایی توسط نساخ همیشه وجود دارد و امری عقلانی هست.

⚜️ اما نکته پایانی از این سوال و جواب احمد اسماعیل بصری این هست که خود احمد در این سوال و پاسخ اقرار کرده که در سال ۲۰۰۸ قیام مسلحان ای در عراق انجام داده و شکست خورد.
✅✅✅حال این مشتی محکم از امام النار اتباع احمد که زمانی که در روایت الغیبه نعمانی که بیان میکردند خروج یمانی و سفیانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز هست و شیعیان حیدر کرار میگفتند اگر احمد یمانی هست پس چرا سقیانی نیامده میگفتند احمد هنوز قیام نکرده و چرندیاتی می بافتند در حالی که خود احمد اسماعیل بصری در این جواب خود اقرار به قیام و شکست خوردنش هم کرده که چه فضیحتی از این بالا تر برای امامی پر از تناقض و کذب.

✳️ تقطیع مخل: در تقطیعات در حالت کلی دو نوع تقطیع داریم که یکی تقطیع مخل و دیگری غیر مخل می باشد،
وتقطیع مخل به تقطیعی گفته می شود که با حذف عبارتی از متن معنای کل متن تغییر کند و از موضع اصلی خود آن را خارج کند.

♻️ مولف: ابو زهراء

image_pdfimage_print

درباره‌ی نورانی

اینو هم ببین

علامه ای از جنس پوچ و تهمت زنی و کذب گویی

بازدید: 377بسم الله الرحمن الرحیم 🔰 علامه ای از جنس پوچ و تهمت زنی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *